سلامی دوباره...
![]()
<پارمیس جون>


+ نوشته شده در یکشنبه سی ام آبان 1389ساعت 2:14 قبل از ظهر  توسط فریبـــــــــــا
|
![]()
<پارمیس جون>



بوی عيدی، بوی توت، بوی كاغذرنگی
بوی تند ماهیدودی وسط سفرهی نو
بوی یاس جانماز ترمهی مادربزرگ
شادی شکستن قلک پول
وحشت کم شدن سکهی عیدی از شمردن زیاد
بوی اسکناس تانخوردهی لای کتاب
با اينا زمستونو سر میکنم...
با اينا خستهگیمو در میکنم...

برگ در انتهای زوال می افتد و میوه در ابتدای کمال ......
بنگر چگونه می افتی؟!